من ماهی سردی بودم و او را گم کردم

من ماهی سردی بودم و او را گم کردم

عکس توسط iStock .com /Mixmike

اگر برای زن خود ماهی سردی بوده اید چه کاری باید انجام دهید ، احساس کنید که او را از دست داده اید و اکنون او عقب نشینی کرده و فضا می خواهد.

در این خبرنامه مربیگری ویدیویی ، من درباره یک ایمیل از بیننده ای صحبت می کنم که در ابتدا کار من را پیدا کرد پس از آنکه دوستش با مزایای دو سال محکم او را در منطقه دوستان پلاتونی گیر داد. او اعتراف می کند که تاکنون فقط پنج بار کتاب من را خوانده است و باید آن را بهتر می آموخته است ، اما به دلیل ادامه اشتباهات از طرف او ، مشکل در تغییر رفتارهای قدیمی و تلاش برای مجبور کردن چیزها ، دوست دختر فعلی او یک بار دیگر عقب نشینی کرده و فضای زیادی را می خواهد و حتی به او گفت که مدتی است که انتظار دارد از او جدا شود.

او می گوید از زمانی که وی درخواست کرده است به سختی او را باز می کند و باعث می شود دوباره به او نزدیک شود. برای فضا این یک ایمیل عالی است که نشان می دهد چگونه رفتار بد ، ترس و اشتباهات غیر ضروری می تواند تلاش یک پسر را برای موفقیت مداوم تر در زنان ادامه دهد. نظرات من در متن ایمیل وی با حروف کج مانند این در زیر آمده است.

* افشای اطلاعات: این مقاله حاوی پیوندهای وابسته است. پیوند وابسته به این معنی است که اگر خریدی از طریق پیوند من انجام دهید ، بدون هزینه اضافی برای شما ، ممکن است هزینه ارجاع کسب کنم. از حمایت شما متشکرم.

سلام مربی ،

من هر دو کتاب شما را دارم ، اما فقط 5 بار "چگونه یک مرد 3٪ باشم" را خوانده ام و توپ را برای دلایل مختلف و احساس یک احمق.

خوب ، من همیشه آن را می گویم. اگر می خواهید این مطالب را یاد بگیرید و می خواهید همان اشتباهاتی را که مرتکب شده اید مرتکب نشوید ، باید 10-15 بار آن را بخوانید. زیرا وقتی فقط و فقط چند بار آن را می خوانید ، مرتکب اشتباهات غیرضروری می شوید. این به معنای واقعی کلمه یک تغییر پارادایم است. این تغییری در نحوه تفکر و نوع نگاه شما به مسائل است.

شما از شر برنامه های قدیمی خلاص نشده اید و این همان جایی است که خواندن کتاب 10-15 بار مفید است ، زیرا وقتی شما شما در وسط چیزی هستید ، شما وقت ندارید که چیزهایی را بیان کنید یا آنچه را در صفحه 150 آمده است به یاد بیاورید. شما باید بتوانید به طور غریزی عمل کنید ، جایی که همه چیز تازه می آید و جریان می یابد. شما یک فلسفه را می فهمید. این یک روش تفکر است مثل این نیست که هر چیز موجود در کتاب در سنگ قرار گرفته است ، و این یک قانون شکستنی است. ایده این است که کارهای بیشتری نسبت به اشتباه انجام دهید.

عکس توسط iStock .com /PeopleImages

من در مدت 3 ماه از یادگیری مطالب شما موفق شدم دختری را برگردانم که دو سال با او مزایا دوست بودم.

بسیاری از بچه ها موفقیت کسب می کنند ، و آنها مانند "هی ، من آن را درک کردم. او سراسر من است. او عاشق است من نیازی به خواندن این مطلب 10-15 بار ندارم ، "و آنها همیشه از مسائل مربوطه غافل می شوند. این مهارت ها بعداً در رابطه بوجود می آیند ،و اگر برای آنها آماده نیستید ، فوتبال را دست و پا می زنید.

من هیچ تماسی نگرفتم ، و این جواب داد.

دلیل اینکه شما هیچ ارتباطی ندارید این است که یک مذاکره او دوستی افلاطونی را ارائه می دهد و در یک منطقه دوستانه ، یک رابطه غیرجنسی گیر می کند و شما علاقه ای به این موضوع ندارید. ادامه تلاش برای متقاعد کردن کسی ، التماس و التماس از وی برای تغییر عقیده ، ضعف است.

مردی که برای خودش ارزش قائل است ، خودش را دوست دارد و می داند چیزهای زیادی برای ارائه به کسی دارد ، فقط می خواهد بگوید ، "اگر نظرت را عوض کردی به من زنگ بزن" ، و او ادامه می دهد. شما سزاوار کسی هستید که می خواهد تلاشی متقابل داشته باشد. برای استفاده از تکنیکی هیچ تماسی برقرار نمی کنید. فقط این که او تمایلی به ارائه اصطلاحات مورد نظر شما ندارد.

قوی ترین موضع مذاکره این است که بتوانید کنار بروید و معنی اش را بدهید. شما وقتی معامله گه می کنید دور می شوید ، زیرا اگر با دوستی کنار بیایید ، فکر می کنید همه چیز تغییر خواهد کرد ، در واقع شما یک لعنتی لعنتی هستید. و سپس شما فقط زندگی خود را هدر می دهید و امیدوارید که چیزهایی با او روبرو شوند ، زیرا او احترام خود را از دست می دهد زیرا شما در اطراف منطقه دوستانه گیر کرده اید و تحمل می کنید.

عکس توسط iStock.com/PaolaV1

در عرض 2 ماه از "من جدید" ، او گفت من دوستت دارم ، چیزی که او در دو سال اول "دوستی" ما هرگز نگفته بود. به هر حال ، به طور مختصر ، به دلایل مختلف من هنوز احساس می کردم که او کاملاً با روابط ما متعهد نیست ، حتی اگر او 3 بار در روز تماس بگیرد و غیره و بسیار مراقب تر از گذشته بود.

او با انتظار غیر منطقی شما مطابقت ندارد. ترس اساسی چیست؟ "من به اندازه کافی خوب نیستم. او هرگز دوست نخواهد داشت او من را دوست ندارد. " بنابراین ، آن پسر چه کاری انجام می دهد؟ او سعی می کند چیزها را مجبور کند. زیاد زنگ میزنه "چطور تو مرا به اندازه کافی دوست نداری؟" همه چیز این است ، چه کاری می توانم انجام دهم تا بیش از آنچه او گفت "دوستت دارم" یا "می خواهم با تو باشم" بگوید؟

چرا او سعی می کند آن را مجبور کند؟ چون او خودش را باور ندارد. او خودش را لایق چنین چیزی نمی داند. وقتی واقعاً خود را متقاعد کردید که لایق نیستید ، سعی خواهید کرد که آن را با تلاش برای برقراری تماس ، تلاش برای تماس زیاد ، انجام بیش از حد ، خیلی زود انجام دهید ، و این فقط یک زن را می ترساند تا زمانی که فرار می کند و به عقب برمی گردد.

اینها کارهای قدیمی است که شما در گذشته انجام می دادید و تا حد زیادی متوقف شدید ، اما اکنون با گذشت زمان و دوباره با هم بودن ، دوباره به عقب می روید روشی قدیمی که قبلاً داشتید زیرا دوباره ، شما فقط پنج بار کتاب را می خوانید. از آنجا که شما مطالب را یاد نگرفته اید ، آماده نبوده اید.

و به همین دلیل ، من دو یا سه چیز گفتم که سعی می کنم دور باشم ، فکر می کنم این امر به او کمک می کند جلو بیاید.

شما احتمالاً چیزهایی گفته اید که به او این تصور را می دهد که شما در مورد او فریاد نزده اید ، زیرا در تلاش هستیداینکه با او بازی کنید و مثل اینکه برایتان مهم نیست رفتار کند ، فکر می کند این باعث می شود بیشتر شما را بخواهد. اما ایده این است که از قلب خود صحبت کنید ، آنچه می خواهید ، آنچه دوست دارید او متفاوت انجام دهد یا اینکه چگونه می خواهید با شما رفتار کند ، سپس گزینه انجام آن را به او می دهید یا خیر.

< p> او در آن زمان به این موارد رجوع می کرد ، اما در مورد آنها معامله زیادی نکرد.

خوب ، حدس بزنید ، زنان این چیزها را فراموش نمی کنند. آنها به خاطر می آورند ، زیرا این احساسات و احساس آنها را تحت تأثیر قرار می دهد.

به هر حال ، او دو هفته پیش گفت که فکر می کرد من خیلی او را اذیت نکرده ام ، حتی اگر من با او قرار ملاقات داشته باشم ، او را بیرون آورید و غیره و به او بگویید که چقدر دوست داشتنی است ، اما او در این دو یا سه مورد که من الاغ بوده ام صحبت کرده است.

عکس توسط iStock.com/PeopleImages

می توانید تأثیر منفی داشته باشید. فکر می کنید او را بیرون آورده و این کارها را انجام داده اید ، با این حال ، او به یاد می آورد که چه احساسی به او دست می دهد. به او احساس کردی که دمار از روزگارمان در نیاوردی ، اما هنوز هم در حال حلق آویز شدن هستی او شروع به شکل گیری این تصور می کند که او فقط یک تماس غنیمتی است ، و شما واقعاً به او اهمیتی نمی دهید ، زیرا شما سعی می کنید با رفتارهایی مانند عدم اهمیت دادن به او دستکاری کنید. این چیزی نیست که من آموزش می دهم.

شما با صرف وقت و توجه بیشتر به رفتار خوب پاداش می دهید. و با رفتار بد ، به آنها هدیه می دهید که شما را از دست بدهند. آنچه در اینجا اتفاق می افتد این است که ، او به همان اندازه ای که دوست دارید دوست داشتنی و دوست داشتنی نباشد ، بنابراین در اصل ، شما عصبانی می شوید و او را با عقب نشینی مجازات می کنید. بیش از احتمال ، این چیزی است که شما در کودکی یاد گرفته اید. این یک رفتار منفعلانه منفعلانه است.

من گفتم که احمقانه است و از اینکه احساس کردم او را دوست دارم عذرخواهی کردم و من او را خیلی دوست داشتم ، که فکر می کردم همیشه او را نشان می دهم.

شما باید می گفتید که از این که به او آسیب رسانده اید متاسفید و احساس می کنید که به او اهمیتی نمی دهید. این روش صحیح برای رسیدگی به این نوع عذرخواهی ها است.

من سعی کردم آن را برگردانم ، اما با توجه به اینکه در کار مشغول استرس است (او در بیمارستان در شیفت کار می کند) ، فرصتی مناسب برای نشستن و صحبت کردن.

شما روی جدی بودن متمرکز شده اید ، به جای اینکه فقط با او در ارتباط باشید و با او ارتباط برقرار کنید.

به هر حال ، هفته گذشته او بعد از اینکه برای یک غذا بیرون رفتیم با من نشست و من سعی کردم او را باز کنم ، همانطور که به نظر می رسید استرس دارد.

اگر دنبال صحبت های من باشید این کار خوبی است که باید انجام دهید در مورد "چگونه با زنان به طور مثر ارتباط برقرار کنیم" ، اما من می توانم بگویم که بسیاری از اقدامات شما ناشی از ترس است و شما سعی می کنید همه چیز را مجبور کنید ، زیرا نگران جایی هستید که ایستاده اید.

او با چیزهایی در مورد کار برگشت ، اما این به ما رسید. او گفت احساس متفاوتی دارد و می خواهد فکر کند ، زیرا انتظار داشت من برای او جدا شوممدتی ، و بعد از آن صحبت قبلی.

عکس توسط iStock.com/DjelicS

بله ، چون به او این تصور را دادید که اهمیتی نمی دهید. اما اکنون که دوباره شروع کرده اید و همه چیز را مجبور می کنید و سعی می کنید او را مجبور کنید که یک حالت خاص را احساس کند ، به جای اینکه به او اجازه دهید احساس خاصی کند ، احساس می کند مجبور است. وقتی خانم ها می گویند که به فضا احتیاج دارند ، به این معنی است که احساس خستگی می کنند.

او هنوز هم هر روز با او تماس می گرفت و پیام می داد و می خواست تا آن لحظه مرا ببیند و حتی به من گفت که از آن زمان من را دوست دارد. پایان چند تماس تلفنی.

شما مطمئن هستید که او شما را دوست ندارد. بنابراین حتی اگر او عشق خود را اعلام کند ، در اعماق قلب شما مانند هستید ، من باور نمی کنم. و چون شما به او اعتقادی ندارید ، تقریباً انگار دروغ می گویید و منظور شما واقعاً نیست.

من به او فضا دادم ، همانطور که او پرسید و اکنون 4 روز بعد از آن هستم او آخرین بار تماس گرفت.

هنگامی که یک زن می گوید که به فضا احتیاج دارد ، باید به او فضا بدهید. سپس وقتی دستش را دراز کرد ، به او بگویید دوست دارید او را ببینید.

با توجه به اینکه باید دوباره سعی کنم دیوارهایش را بشکنم ،

این موضوع دور ماندن نیست. این در مورد احترام به خواسته های او است. او گفت که فضا می خواهد. شما باید به او فضا و زمان دور از خود بدهید تا در مورد شما تعجب کند و درباره شما فکر کند. اگر سعی کنید تعامل بیشتری ایجاد کنید و او را مجبور کنید زمان بیشتری را با شما سپری کند ، این امر با او ارتباط برقرار می کند شما نمی توانید آن را از نظر احساسی اداره کنید. شما نمی توانید مسافت را تحمل کنید و نمی توانید از او بی خبر باشید ، که باعث می شود از نظر او ضعیف به نظر برسید. این باعث می شود که او عقب نشینی کند و حتی بیشتر آزمایش کند ،

آیا من باید همچنان دور باشم در حالی که او می خواهد وقت بگذارد تا سرش را شفاف کند و ابتدا جذابیت را دوباره بسازد ، و سپس سعی کند ، یا فقط صبر کنید و سعی کنید و از آن لذت ببرید از نو؟ او عشق زندگی من است ، و من می خواهم او را خوشحال کنم.

با تشکر برای هر پاسخی ، شما عالی هستید.

باب

همه شما واقعاً نیاز به انجام برخی از تغییرات ظریف در اینجا است. من منتظر می مانم تا از او بشنوم و هنگامی که شما این کار را کردید ، تصور کنید او می خواهد شما را ببیند و قرار ملاقات بگذارد تلاش برای ایجاد یک رویارویی بزرگ را متوقف کنید ، زیرا واضح است که شما روی این مسئله متمرکز شده اید ، و سعی دارید با زور رفتار او را تغییر دهید ، به جای اینکه فقط یک پسر عالی باشید تا امروز ، یک دوست پسر عالی برای معاشرت باشید ، سرگرم کننده باشید و با آن ارتباط برقرار کنید.

شما خیلی جدی هستید و درام غیرضروری ایجاد می کنید. بخشی از مشکل این است که شما کتاب را به اندازه کافی نمی دانید ، بنابراین سعی می کنید به جای اینکه فقط خود را نشان دهید و طبیعی باشید ، از تکنیک استفاده کنید.

"انسانها اغلب به عکس العمل خود واکنش نشان می دهند فکر کنید همه چیز به همان روشی است که فکر می کنند باید باشد ، به جای آنکه واکنشی مناسب ترین عکس العمل نشان دهید. این شامل پاسخگویی به سایر افراد به روشهای آموخته شده در دوران کودکی است که اغلب دارای نقص یا نامناسب هستند. ترسهای غیر منطقی ، تفکر نادرست و باورهای محدود کننده باعث می شود ما از یک واکنش نشان دهیممحل کمبود و ترس. اقدامات مبتنی بر کمبود یا ترس بیشتر مجبور به آزادی و سرقت از آزادی هستند ، در نتیجه باعث از بین رفتن جذابیت و تمایل به دور شدن می شوند. اقدامات مبتنی بر فراوانی بیشتر غیر وابسته ، آسان ، صبور و آزادی بخش است که باعث افزایش جذابیت و تمایل به نزدیک شدن می شود. " ~ مربی کوری وین عکس توسط iStock.com/LightFieldStudios < برای خواندن این مقاله در وب سایت من اینجا کلیک کنید.